دسته: آموزشی

  • کتاب آموزش احکام فریضتین و اصول مطالبه گری

    کتاب آموزش احکام فریضتین و اصول مطالبه گری

    کتاب آموزش احکام فریضتین و اصول مطالبه گری

    کتاب آموزش احکام فریضتین و اصول مطالبه گری ابراهیم مومنی روش

    این کتاب نوشته ابراهیم مومنی روش است و به صورت تخصصی مباحث و احکام فریضتین را بیان می کند و همچنین در فصل آخر این کتاب به روشهای امر به معروف و نهی از منکر و اصول مطالبه گری پرداخته شده است

  • احکام امر به معروف امام خمینی

    احکام امر به معروف امام خمینی

    احکام امر به معروف امام خمینی، که شامل شرایط و مراتب فریضتین می باشد.

    احکام امر به معروف و نهی از منکر امام خمینی سایت صابرین

    احکام امر به معروف امام خمینی برگرفته از وبسایت پرتال امام خمینی که ترجمه کتاب تحریرالوسیله می باشد.

    مسأله 2791- چند چیز شرط است در واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر:‏

    ‏اول:آن که کسی که می‌خواهد امر و نهی کند

    بداند که آنچه شخص مکلف به‌جا ‏‎ ‎‏نمی‌آورد واجب است به‌جا آورد.

    و آنچه به‌جا می‌آورد باید ترک کند.و بر کسی که ‏‎ ‎‏معروف و منکر را نمی‌داند واجب نیست.‏

    ‏دوم:آن که احتمال بدهد امر و نهی او تأثیر می‌کند،پس اگر بداند اثر نمی‌کند ‏‎ ‎‏واجب نیست.‏

    ‏سوم:آن که بداند شخص معصیت‌کار بنا دارد که معصیت خود را تکرار کند

    ،پس ‏‎ ‎‏اگر بداند یا گمان کند یا احتمال صحیح بدهد که تکرار نمی‌کند واجب نیست.‏

    ‏چهارم:آن که در امر و نهی مفسده‌ای نباشد

    1. ،پس اگر بداند یا گمان کند که اگر امر یا ‏‎ ‎‏نهی کند ضرر جانی یا عرضی و آبرویی یا مالی قابل توجه به او می‌رسد واجب نیست، 
    2. ‎ ‎‏بلکه اگر احتمال صحیح بدهد که از آن ترس ضررهای مذکور را پیدا کند واجب نیست
    3. ‎ ‎‏بلکه اگر بترسد که ضرری متوجه متعلقان او می‌شود واجب نیست
    4. ،بلکه با احتمال ‏‎ ‎‏وقوع ضرر جانی یا عرضی و آبرویی یا مالی موجب حرج بر بعضی مؤمنین،واجب ‏‎ ‎‏نمی‌شود بلکه در بسیاری از موارد حرام است.‏

    ‏         مسأله 2792- اگر معروف یا منکر از اموری باشد که شارع مقدس به آن اهمیت ‏‎ ‎‏زیاد می‌دهد مثل اصول دین یا مذهب و حفظ قرآن مجید و حفظ عقاید مسلمانان یا ‏‎ ‎‏احکام ضروریه،باید ملاحظه اهمیت شود،و مجرد ضرر،موجب واجب نبودن ‏‎ ‎‏نمی‌شود،پس اگر توقف داشته باشد حفظ عقاید مسلمانان یا حفظ احکام ضروریۀ ‏‎ ‎‏اسلام بر بذل جان و مال،واجب است بذل آن.‏

    ‏         مسأله 2793- اگر بدعتی در اسلام واقع شود

    مثل منکراتی که دولت‌ها اجرا ‎‏می‌کنند به اسم دین مبین اسلام:

    ،واجب است خصوصاً بر علمای اسلام اظهار حق و ‏‎ ‎‏انکار باطل،

    و اگر سکوت علمای اعلام موجب هتک مقام علم و موجب اسائۀ ظن به ‏علمای اسلام شود:

    واجب است اظهار حق به هر نحوی که ممکن است اگرچه بدانند ‏‎ ‎‏تأثیر نمی‌کند.‏

    ‏         مسأله 2794- اگر احتمال صحیح داده شود که سکوت موجب آن می‌شود که ‏‎ ‎‏منکری معروف شود یا معروفی منکر شود واجب است خصوصاً بر علمای اعلام ‏‎ ‎‏اظهار حق و اعلام آن،و جایز نیست سکوت.‏

    سکوت علمای اسلام  

          مسأله 2795- اگر سکوت علمای اعلام موجب تقویت ظالم شود یا موجب تأیید ‏‎ ‎‏او گردد یا موجب جرأت او شود بر سایر محرمات،واجب است اظهار حق و انکار ‏‎ ‎‏باطل اگرچه تأثیر فعلی نداشته باشد.‏

    ‏         مسأله 2796- اگر سکوت علمای اعلام باعث شود که مردم به آنها بدگمان شوند و ‏‎ ‎‏آنها را متهم کنند به سازش با دستگاه ظلم،واجب است اظهار حق و انکار باطل اگرچه ‏‎ ‎‏بدانند جلوگیری از محرم نمی‌شود و اظهار آنها اثری برای رفع ظلم ندارد.‏

    ‏         مسأله 2797- اگر ورود بعض علمای اعلام در دستگاه ظلمه موجب شود که از ‏‎ ‎‏مفسده‌ها و منکراتی جلوگیری شود

    واجب است تصدی آن امر مگر آن که مفسدۀ ‏‎ ‎‏اهمی در آن باشد،مثل آن که تصدی آنها باعث سستی عقاید مردم شود یا سلب اعتماد ‏‎ ‎‏آنها به علما گردد،در این صورت جایز نیست.‏

    ‏         مسأله 2798- جایز نیست برای علما و ائمه جماعت تصدی مدارس دینیه از طرف ‏‎ ‎‏دولت جائر و اداره اوقاف چنان دولتی،چه حقوق خود و طلاب علوم دینیه را از ‏‎ ‎‏دولت جائر یا از مردم یا از موقوفات بگیرند.

    اگرچه موقوفۀ خود مدرسه باشد زیرا ‏‎ ‎‏دخالت دولت جائر در این امور و امثال آن مقدمه است برای هدم اساس اسلام به ‏‎ ‎‏دستور مستعمرین که در جمیع دول اسلامی اشباه آن اجرا شد یا در شرف اجراست.‏

    طلاب علوم دینیه

    ‏         مسأله 2799- جایز نیست برای طلاب علوم دینیه دخول در مؤسسات دولتی که به ‏‎ ‎‏اسم مؤسسات دینیه تأسیس نموده‌اند مثل مدارس دینیه که دولت‌های جائر در آنها ‏‎ ‎‏دخالت می‌نمایند،

    و از متولیان گرفته‌اند،و یا متولیان را تحت سلطه و نفوذ خود قرار داده‌اند،و آنچه با دست اداره اوقاف یا به تصویب آن به آنها بدهند حرام است.‏

    ‏         مسأله 2800- جایز نیست برای طلاب علوم دینیه دخول در مدارسی که بعض ‏‎ ‎‏معممین و ائمه جماعت از طرف دولت جائر و یا با اشارۀ دولت تصدی نموده‌اند.

    چه ‏‎ ‎‏برنامه تحصیلی از طرف دولت جائر باشد یا از طرف این نحو متصدیان که عمّال ‏‎ ‎‏دولت جائر هستند،زیرا در این امور نقشۀ محو آثار اسلام و احکام قرآن کریم کشیده ‏‎ ‎‏شده است.‏

    ‏         مسأله 2801- کسانی که با لباس اهل علم،در این مؤسسات که به اشارۀ دولت جائر ‏‎ ‎‏تأسیس شده است وارد شوند:

    لازم است مسلمانان و متدینین از آنها اعراض کنند.

    و با ‏‎ ‎‏آنها معاشرت نکنند،

    و آنها محکوم به عدم عدالت هستند و نماز جماعت با آنها جایز ‏‎ ‎‏نیست،

    و طلاق در محضر آنها باطل است.

    سهم مبارک امام علیه السلام و سهم سادات عظام ‏‎ ‎‏را نباید به آنها بدهند

    اگر دادند از ذمۀ آنها ساقط نمی‌شود،

    اگر اهل منبر هستند ‏لازم است آنها را دعوت برای منبر نکنند.

    در مجالسی که این قبیل اشخاص از ‏‎ ‎‏طرف دولت جائر برای ترویج باطل و تشریح برنامه‌های خلاف اسلام منبر می‌روند ‏‎ ‎‏شرکت نکنند.‏

    ‏         مسأله 2802- در تصدی این نحو معممین که عُمّال ظَلَمه هستند،مفاسد عظیمه‌ای ‏‎ ‎‏است.

    که به تدریج آثار آن ظاهر خواهد شد،

     نباید مسلمانان به عذرهایی که آنها ‏‎ ‎‏برای تصدی می‌آورند اعتنا کنند.

    علمای اعلام نیز لازم است آنها را از حوزه‌های ‏‎ ‎‏خود اخراج نمایند و با آنها معاشرت نکنند،

    بر کافۀ علمای اعلام و طلاب علوم ‏‎ ‎‏دینیه و خطبای محترم و سایر طبقات مطلع از دسایس عمّال اجانب لازم است این ‏‎ ‎‏اشخاص فاسق فاسد را به ملت معرفی کنند،و مردم را از شر آنها بر حذر دارند.‏

    ‏         مسأله 2803- اگر به واسطۀ قراینی ظن حاصل شد که شخص متصدی که به لباس ‏‎ ‎‏اهل علم است مؤسسه را از طرف دولت جائر تصدی نموده است لازم است که به ‏‎ ‎‏مفاد مسأله 2801 با آنها عمل شود یا آن که برائت او ثابت شود.‏

    ‏ 

    فریضتین شریفین شروطی دارد و احکام امر به معروف و نهی از منکر امام خمینی را مطالعه می کنید.

    مراتب امر به معروف و نهی از منکر

    ‏ 

    ‏         مسأله 2804- برای امر به معروف و نهی از منکر مراتبی است.

    و جایز نیست با ‏‎ ‎‏احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پایین،به مراتب دیگر عمل شود.‏

    ‏         مسأله 2805- مرتبۀ اول آن که با شخص معصیت‌کار طوری عمل شود:

    که بفهمد ‏‎ ‎‏برای ارتکاب او به معصیت،این نحو عمل با او شده است.

    مثل این که از او رو ‏‎ ‎‏برگرداند،یا با چهرۀ عبوس با او ملاقات کند.

    یا ترک مراوده با او کند و از او اعراض ‏‎ ‎‏کند به نحوی که معلوم شود این امور برای آن است که او ترک معصیت کند.‏

    ‏         مسأله 2806- اگر در این مرتبه درجاتی باشد لازم است با احتمال تأثیر درجه ‏‎ ‎‏خفیف‌تر،به همان اکتفا کند.

    مثلاً اگر احتمال می‌دهد که با ترک تکلم با او،مقصود ‏‎ ‎‏حاصل می‌شود،به همان اکتفا کند.

    و به درجۀ بالاتر،عمل نکند.

    خصوصاً اگر طرف، ‏‎ ‎‏شخصی است که این نحو عمل موجب هتک او می‌شود.‏

    ‏  اعراض نمودن از فاعل منکردر صورت تاثیر در رفع منکر داشته باشد باید انجام داد.

          مسأله 2807- اگر اعراض نمودن و ترک معاشرت با معصیت‌کار موجب تخفیف ‏‎ ‎‏معصیت می‌شود یا احتمال بدهد که موجب تخفیف می‌شود،واجب است اگرچه ‏‎ ‎‏بداند موجب ترک به کلّی نمی‌شود، این امر در صورتی است که با مراتب دیگر، ‏‎ ‎‏نتواند از معصیت جلوگیری کند.‏

    ‏         مسأله 2808- اگر علمای اعلام احتمال بدهند که اعراض از ظلمه و سلاطین جور، ‏‎ ‎‏موجب تخفیف ظلم آنها می‌شود،واجب است اعراض کنند از آنها،و به ملت مسلمان ‏‎ ‎‏بفهمانند اعراض خود را.‏

    ‏         مسأله 2809- اگر مراوده و معاشرت علمای اعلام با ظلمه و سلاطین جور،موجب ‏‎ ‎‏تخفیف ظلم آنها شود،باید ملاحظه کنند که آیا ترک معاشرت اهم است

    -زیرا ممکن ‏‎ ‎‏است معاشرت موجب سستی عقاید مردم شود،و موجب هتک اسلام و مراجع اسلام ‏‎ ‎‏شود-یا تخفیف ظلم،پس هر کدام اهم است،به آن عمل کنند.‏

    ‏         مسأله 2810- اگر معاشرت و مراودۀ علمای اعلام با ظلمه،خالی از مصلحت ‏‎ ‎‏راجحۀ ملزمه باشد

    ،نباید معاشرت کنند،زیرا این امر موجب اتهام آنها خواهد شد.‏

    احکام امر به معروف و نهی از منکر امام خمینی رضوان الله تعالی علیه که برگرفته از ترجمه تحریرالوسیله می باشد.

    ‏         مسأله 2811- اگر ارتباط علمای اعلام با ظلمه،موجب تقویت آنها شود یا موجب ‏‎ ‎‏تبرئه آنها پیش افراد بی‌اطلاع شود،یا موجب جرأت آنها گردد،یا موجب هتک مقام ‏‎ ‎‏علم شود،واجب است ترک آن.‏

    ‏         مسأله 2812- کسانی که ترویج مقاصد ظلمه را می‌کنند و کمک به جشن‌ها و ‏‎ ‎‏معاصی و ظلم آنها می‌کنند، از قبیل بعض تجار و کسبه،لازم است بر مسلمانان که آنها ‏‎ ‎‏را نهی کنند،و اگر تأثیر نکرد،از آنها اعراض کنند و با آنها معاشرت و معامله نکنند.‏

    ‏         مسأله 2813- مرتبۀ دوم از امر به معروف و نهی از منکر،امر و نهی به زبان است، ‏‎ ‎‏پس با احتمال تأثیر و حصول سایر شرایط گذشته،واجب است اهل معصیت را نهی ‏‎ ‎‏کنند،و تارک واجب را امر کنند به آوردن واجب.‏

    ‏         مسأله 2814- اگر احتمال بدهد که با موعظه و نصیحت،معصیت‌کار ترک می‌کند ‏‎ ‎‏معصیت را،لازم است اکتفا به آن،و نباید از آن تجاوز کند.‏

    ‏         مسأله 2815- اگر می‌داند که نصیحت تأثیر ندارد،واجب است با احتمال تأثیر امر و ‏‎ ‎‏نهی الزامی کند.

    و اگر تأثیر نمی‌کند مگر با تشدید در گفتار و تهدید بر مخالفت،لازم ‏‎ ‎‏است .

    لکن باید از دروغ و معصیت دیگر احتراز شود.‏

    ‏         مسأله 2816- جایز نیست برای جلوگیری از معصیت،ارتکاب معصیت مثل فحش ‏‎ ‎‏و دروغ و اهانت،:

    مگر آن که معصیت،از چیزهایی باشد که مورد اهتمام شارع مقدس ‏‎ ‎‏باشد.

    و راضی نباشد به آن به هیچ وجه،مثل قتل نفس محترمه.

    در این صورت باید ‏‎ ‎‏جلوگیری کند به هر نحو ممکن است.‏

    ‏         مسأله 2817- اگر عاصی ترک معصیت نمی‌کند مگر به جمع مابین مرتبۀ اولی و ‏‎ ‎‏ثانیه از انکار،واجب است جمع به این که هم از او اعراض کند،و ترک معاشرت نماید ‏و با چهرۀ عبوس با او ملاقات کند،و هم او را امر به معروف کند لفظاً و نهی کند لفظاً.‏

    ‏         مسأله 2818- مرتبۀ سوم توسل به زور و جبر است،پس اگر بداند یا اطمینان داشته ‏‎ ‎‏باشد که ترک منکر نمی‌کند یا واجب را به‌جا نمی‌آورد مگر با اعمال زور و جبر،واجب ‏‎ ‎‏است لکن باید تجاوز از قدر لازم نکند.‏

    ‏         مسأله 2819- اگر ممکن شود جلوگیری از معصیت به این که بین شخص و ‏‎ ‎‏معصیت حایل شود و با این نحو مانع از معصیت شود،لازم است اقتصار به آن اگر ‏‎ ‎‏محذور آن کمتر از چیزهای دیگر باشد.‏

    ‏         مسأله 2820- اگر جلوگیری از معصیت توقف داشته باشد: بر این که دست ‏‎ ‎‏معصیت‌کار را بگیرد یا او را از محل معصیت بیرون کند یا در آلتی که به آن معصیت ‏‎ ‎‏می‌کند تصرف کند،جایز است،بلکه واجب است عمل کند.‏

    ‏         مسأله 2821- جایز نیست اموال محترمه معصیت‌کار را تلف کند

    مگر آن که لازمۀ ‏‎ ‎‏جلوگیری از معصیت باشد،در این صورت اگر تلف کند ضامن نیست

    ظاهراً،و در غیر ‏‎ ‎‏این صورت،ضامن و معصیت‌کار است.‏

    ‏         مسأله 2822- اگر جلوگیری از معصیت توقف داشته باشد:

    بر حبس نمودن ‏‎ ‎‏معصیت‌کار در محلی،یا منع نمودن از آن که به محلی وارد شود،

    واجب است با ‏‎ ‎‏مراعات مقدار لازم و تجاوز ننمودن از آن.‏

    ‏         مسأله 2823- اگر توقف داشته باشد جلوگیری از معصیت:

    بر کتک زدن و سخت ‏‎ ‎‏گرفتن بر شخص معصیت‌کار،و در مضیقه قرار دادن او

    ،جایز است،لکن لازم است ‏‎ ‎‏مراعات شود که زیاده‌روی نشود،

    و بهتر آن است که در این امر و نظیر آن اجازه از ‏‎ ‎‏مجتهد جامع‌الشرایط گرفته شود.‏

    ‏         مسأله 2824- اگر جلوگیری از منکرات و اقامۀ واجبات موقوف باشد بر جرح و ‏‎ ‎‏قتل:

    جایز نیست مگر به اذن مجتهد جامع الشرایط با حصول شرایط آن.‏

    ‏         مسأله 2825- اگر منکر از اموری است که شارع اقدس به آن اهتمام می‌دهد. و‏‎ ‎‏راضی نیست به وقوع آن

    به هیچ وجه،جایز است دفع آن به هر نحو ممکن باشد،

    مثلاً ‏‎ ‎‏اگر کسی خواست یک شخص را که جایز القتل نیست بکشد باید از او جلوگیری کرد، ‏.

    ‏و اگر ممکن نیست دفاع از قتل مظلوم مگر به قتل ظالم،جایز است بلکه واجب است،

     ‏‎ ‎‏و لازم نیست از مجتهد اذن حاصل نماید

    .لکن باید مراعات شود که در صورت امکان ‏‏جلوگیری به نحو دیگری که به قتل منجر نشود به آن نحو عمل کند،و اگر از حد لازم ‏‎ ‎‏تجاوز کند معصیت‌کار و احکام متعدّی بر او جاری خواهد شد.‏

  • معنای صابرین

    معنای صابرین

    معنای صابرین چیست

    معنای صابرین چیست

    برای اینکه معنای صابرین را بدانیم لازم است ابتدا ریشه این کلمه که صبر است را معنا کنیم.

    صبر به معنای استمرار در استقامت است و در قرآن هم صبر سفارش و تاکید شده است.

    در امر به معروف و نهی از منکر یکی از سلاح هایی که آمر و ناهی در برابر مصیبت ها است.

    در آیه 71 سوره مبارکه توبه جناب لقمان حکیم فرزندش را نصیحت می کند.

    1. نماز را اقامه کن
    2. امر به معروف و نهی از منکر کن
    3. در مقابل مصیبتهایی که به تو می رسد صبر داشته باش.

    ((یا بنی أقم الصلوة وأمر بالمعروف وانه عن المنکر والصبر علی ما أصابک))

    برای درک و فهمیدن معنای صابرین

    1. ابتدا نیاز به بیان معنای صبر است. و معنای صبر هم استمرار در استقامت است.

    از جمله اوصافی که عارفان و عاشقان طریق حق و حقیقت در طلب آن هستند مقام والای صبر است.

     رسیدن به این مقام سختی‌های زیادی را در پی داشته و نیازمند اراده و پشتکاری قوی می‌باشد.

    برخلاف آنچه، بعضی تصور می‌کنند، صبر هرگز به معنی تحمل بدبختی‌ها و تن دادن به ذلت و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست

    بلکه تعریف آن بدین گونه است که:صبر و شکیبایی به معنی پایداری و استقامت در برابر هر مشکل و حادثه‌ای می‌باشد.

    هدف از خلقت ما در این دنیا، چند صباحی زندگی کردن بعد مردن نیست.

    ما خلق شده‌ایم تا با عبادت پروردگارمان و پیروزی در تمام آزمایشات الهی، با تمسک جستن به مقام صبر و رضا، راه رسیدن به کمال را هموار سازیم و به مطلوب نهایی و اصل گردیم.

    بسیاری از علمای اخلاق برای صبر، سه شاخه ذکر کرده‌اند:

    الف)صبر در اطاعت: یعنی مقاومت در برابر مشکلاتی که در راه اطاعت وجود دارد.
    ب) صبر بر معصیت: یعنی ایستادگی در برابر انگیزه‌های گناه و شهوات سرکش و طغیانگر.
    ج)صبر بر مصیبت: یعنی پایداری بر حوادث ناگوار و عدم خودباختگی و شکست روحی، و ترک جزع و فزع در مصائب وارده.

    درقرآن کریم، حدود هفتاد مورد از صبر، سخن به میان آمده است که بیش از ده مورد آن به شخص پیامبر اکرم(ص) اختصاص دارد.

    آری، فرستاده خداوند که بنیانگذار دین مبین اسلام بود با تحمل سختی‌ها و رنج‌های فراوان و صبر در مقابل کژ فهمی‌های بت پرستان زمانش توانست اسلام را گسترش دهد.

    و مفاهیم والای آن را به گوش جهانیان برساند.لذا زندگی پیامبران خدا و خصوصاً پیامبر اسلام(ص) بیانگر مقاومت بی حد و حصر آنها در برابر حوادث سخت و طوفان‌های شدید و مشکلات طاقت فرسا است.

    پس با توجه به این که مسیر حق و حقیقت همیشه دارای اینگونه مشکلات است، رهروان اه حق باید در طی کردن این طریق از این الگوها، الهام بگیرند تا به مقصد برسند:«لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة».1

    آیه شریفه فصلت

    در آیه شریفه فصلت آمده است:«کسانی که می‌گویند پروردگار ما «اللّه» است و سپس بر گفته خود می‌ایستد و کمترین انحرافی پیدا نمی‌کنندک و آنچه لازمه آن است در عمل و گفتار نشان می‌دهند.فرشتگان الهی بر آنان نازل می‌شوند که نترسید وغمگین مباشید».2

    لازمه ایمان و اثبات استقامت برایمان صبر است و اصلاً ویژگی استقامت و پایداری این است که فضایل دیگر، بدون صبر، ارج و بهائی ندارند زیرا پشتوانه ایمان همچون سراست در مقابل تن بی سر فایده ندارد، همچنان‌که ایمان بدون صبر ناپایدار خواهد بود. ».3

    امام صادق(ع) از رسول خدا (ص) نقل می‌کنند:هنگامی که نامه‌های اعمال گشوده می‌شود.و ترازوهای عدالت پروردگار برای کسانی که گرفتار بلاها و حوادث سخت شدند و استقامت ورزیدند نصب می‌گردد، نه اینکه، میزانِ سنجشی نصب می‌شود و نه نامه عملی گشوده می‌شود» هنگامی که پیامبر(ص) این جمله را فرمود:به عنوان شاهد این آیه را تلاوت کردند:«خداوند اجر صابران را بی‌حساب خواهد داد. 4 و 5

    1.سوره مبارکه احزاب، آیه 21.
    2.ترجمه آیت الله مکارم شیرازی، ذیل آیه 30 سوره مبارکه فصلت.
    3.نهج البلاغه، کلمات قصار، شاره 82.
    4.سوره مبارکه زمر، آیه 10.
    5.یکصد موضوع اخلاقی در قرآن و حدیث، مکارم شیرازی، ناصر، ص 452.

    معنای صابرین

  • روشهای امر به معروف و نهی از منکر

    روشهای امر به معروف و نهی از منکر

    روشهای امر به معروف و نهی از منکر را بیاموزید

    روشهای امر به معروف و نهی از منکر ابراهیم مومنی روش

    شیوه های صحیح امر به معروف و نهی از منکر

    بـهـتـریـن روشهای امر به معروف و نهی از منکر، روش های اولیای الهی میباشد که برای ارشاد ملّت ها بکار گرفته اند.

    اولیای الهی توانسته اند از مردمی با بدترین خصوصیّات اخلاقی و اجتماعی، انسانهایی ارزشمند و دارای فضیلت بسازند.

    و همچنین بیان این روشها متناقض بر امر و نهی آمرانه با تحکم و یا تعزیر و مرتبه ید نیست بلکه جهت استفاده آمران و ناهیان شیوه هایی را ذکر کرده ام.

    و آمر و ناهی باید روش و شیوه امر به معروف و نهی از منکر را با توجه به مخاطب ، مکان ، زمان و رعایت احکام فریضتین که شروط و مراتب است گزینش کند.

    هماهنگی در گفتار و عمل

    تذکر: توجه داشته باشیم که عامل بودن جزو شروط فریضتین نیست ولی در اینکه می تواند تاثیرگذاری داشته باشد عامل بودن مهم است.

    یـکـی از بـدیـهـی تـریـن اصـولی کـه بـایـسـتـی در امـر بـه مـعـروف و نـهـی از مـنـکـر مـورد کـمـال دقّت و توجّه قرار گیرد، این است که شخص آمر و ناهی باید ابتدا خود به آنچه امر می کـنـد، عـمـل کـنـد و از آنـچـه نـهـی مـی کـنـد، بـپـرهـیـزد. کـسـی کـه خـودش رغـبـتـی بـه کـسـب فضایل ندارد و از رذایل نیز کم و بیش روی گردان نیست، چگونه می تواند از دیگران توقّع داشته باشد که به امر او، فضیلت کسب کنند و با نهی او از رذیلت پرهیز نمایند؟

    ذات نایافته از هستی بخش  //  کی تواند که شود هستی بخش؟

    برای اینکه کلام و نصیحت انسان در شنونده مؤثّر واقع شود و او سخن آدمی را به گوش جان بـشـنـود و آن را بـه کـار بـنـدد، شـایـسـتـه اسـت قـول و فـعل آمر و ناهی با هم هماهنگی داشته باشد. به همین جهت قرآن کریم، در آیه ای نخبگان بنی اسرائیل را مورد نکوهش قرار می دهد که:

    «أتـَاءْمـُرُونَ النـّاسَ بـِالْبـِرِّ وَ تـَنـْسـَوْنَ أنـْفـُسـَکـُمْ وَ اءَنـْتـُمْ تـَتـْلُونَ الْکـِتـابَ أفـَلا تَعْقِلُونَ» «۵۵»

    آیـا مـردم را بـه نـیـکـی دعـوت مـی کـنـیـد و خودتان را فراموش می نمایید؛ با اینکه شما کتاب آسمانی «تورات» را می خوانید؟ چرا نمی اندیشید؟

    تـو گـویـی کـه دعـوت مـردم بـه کـار نـیـک و مـنـع آنـان از کـار زشـت، اگـر آمریا ناهی عامل نباشد با اینکه شرط فریضتین نیست، نه تنها با ایمان به کتب آسمانی نمی سازد، بلکه عاقلانه نیز نیست و نیز در آیه ای عتاب آمیز برخی از مؤمنان ساده اندیش را مخاطب ساخته، می فرماید:

    «یـا أیُّهـَا الَّذیـنَ امـَنـوُا لِمَ تـَقـُولُونَ مـا لا تـَفـْعـَلوُنََ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّهِ اءَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ»«۵۶»

    ای کـسـانـیکـه ایـمـان آوردهایـد! چـرا سـخـنـی مـی گـویـیـد کـه عـمـل نـمـی کـنـیـد؟ نـزد خـدا بـسـیـار مـوجـب خـشـم اسـت سـخـنـی بـگـویـیـد کـه عمل نمی کنید.

    پـیـشـوایان بزرگوار اسلام نیز در این مقام همواره به پیروانشان تذکّر میدادند که بجای دعـوت مـردم بـا زبـان یا سـخـن، بـکـوشـنـد<، بـیـشـتـر بـا عمل خود الگوی مردم بودند، چرا که «دو صد گفته چون نیم کردار نیست. »

    امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید:

    «کُونُوا دُعاةَ النّاسِ بِغَیْرِ اءَلْسِنَتِکُمْ»«۵۷»  با غیر زبانتان، مردم را به سوی نیکی ها فرا خوانید.

    استاد شهید مطهری در این باره می گوید:

    «هـر مـصـلحـی اوّل بـایـد صـالح بـاشـد، تـا بـتـواند مصلح باشد. او باید برود پیش و به دیـگـران بـگـویـد، پشت سر من بیایید! خیلی فرق است میان کسی که ایستاده و به سربازانش فـرمـان مـی دهـد: بـرو پـیش! من اینجا ایستاده ام! و کسی که خودش جلو می رود و می گوید: من رفـتـم، تـو هـم پـشـت سر من بیا.

    انبیاء و اولیای الهی همیشه می گویند: «ما رفتیم». پیغمبر اسـلام اگـر در آنـچـه دسـتـور مـی داد،

    اوّل خـود پـیـشـقـدم نـبـود، مـحـال بـود دیـگـران پـیـروی کـنند؛ اگر می گفت نماز و نماز شب،

    خودش بیش از هر کس دیگر عـبـادت مـی کـرد …

    اگـر مـی گـفـت انـفـاق در راه خـدا و گـذشـت و ایـثـار، اوّل کـسـی کـه ایـثـار مـی کـرد،

    خـودش بـود…اگـر مـی گـفـت جـهـاد فـی سبیل اللّه، در جنگها اوّل خود جلو می رفت… ت. »«۵۸»

    احترام به شخصیّت افراد یکی دیگر از روشهای امر به معروف و نهی از منکر می باشد.

    خـود دوسـتـی ریـشه در فطرت آدمی دارد و هر کس به مقتضای این غریزه فطری، برای خودش احترام، شخصیّت و ارزش ویژه ای قائل است.

    وانگهی، بازداشتن فرد از بدی ها و فراخواندن او بـه سـوی نیکی ها که خود نوعی مقابله با امیال غریزی و خواسته های شهوانی اوست، بسان خـورانـدن داروی شـفـابخش ولی تلخ و شوری است که به مذاق بیمار چندان خوشایند نیست.

    از ایـن رو، لازم است نصایح حکیمانه و امر و نهی های مشفقانه همواره آمیخته با ادب و احترام بوده و با الفاظی شیرین و محبّت آمیز ادا گردد؛ تا نه تنها موجب تمرّد، لجاجت و واکنش منفی شنونده نشود؛ بلکه همچون باران دلپذیر بهاری، روح او را از انواع پلیدی ها شستشو دهد و غنچه های عطرآگین فضیلت را در سرزمین جانش شکوفا سازد.

    شایسته است انسان قبل از امر به معروف و نهی از منکر به فراخور موقعیّت اجتماعی شنونده، قـدری از او تـمجید کند و روی نکات مثبت اخلاقی، ملّی، خانوادگی، علمی، انقلابی، شغلی و … او تـأکـیـد ورزد.

    بـه عـنـوان مـثـال، بـا جـمـلاتـی از قـبـیـل : «شـمـا فرد متعهّدی هستید»، «شما از سرمایه های این مملکت هستید»، «شما دانش آموز یا دانشجوی درسخوان و موفّقی هستید»،

    «شما فرزند یا برادر یک شهید هستید و بر گردن همه مـا حـق داریـد. »، «شـمـا بـه خـانـواده ای اصـیـل و نـجیب وابسته اید»، «شما یک بسیجی و مایه افتخار مایید»، «شما کارمند منظّم و پرتلاشی هستید» و … بکوشد تا به او کرامت ببخشد و جایگاه او را در نقطه بلندی از عزّت ها و ارزش ها تثبیت کند، آنگاه با لحنی ملایم و دلنشین او را از منکر باز دارد و به معروف دعوت کند.

    فردی از یاران امام صادق علیه السلام، گاهی مرتکب لغزشی می شد. زمانی به کمک حضرت نـیـازمند شد. خدمت امام رسید و تقاضایش را مطرح کرد. امام علیه السلام به او کمک کرده، از او دلجویی نمود، سپس به او چنین فرمود:

    «اِنَّ الْحـَسـَنَ مـِنْ کُلِّ أحَدٍ حَسَنٌ وَ اِنَّهُ مِنْکَ أحْسَنُ لِمَکانِکَ مِنّا وَ اِنَّ الْقَبیحَ مِنْ کُلِّ اَحَدٍ قَبیحٌ و اِنَّهُ مِنْکَ اَقْبَحُ» «۵۹»

    کار خوب، از هر کس سر بزند خوب است و از تو خوبتر است؛ زیرا تو به ما وابسته ای! و کار بد از از هر کس صادر شود بد است و از تو بدتر است.

    چـنـان کـه مـی بـینید امام علیه السلام در اینجا با سه اقدام هماهنگ که عبارتند از «دلجویی»، «احـسـان» و «تـأکـید بر وابستگی او به خودشان» زمینه ای مناسب ایجاد کرده، سپس او را نصیحت کرد.

    پرهیز از افراط در خشونت و بدزبانی روشهای امر به معروف و نهی از منکر ست که آمران و ناهیان از منکر در صورت تشخیص می توانند استفاده کنند

    گـرچه کار نهی از منکر، ممکن است به نقطه ای برسد که ناهی ناچار شود

    برای بازداشتن فرد از گناه، به زور توسّل جوید، لیکن ابراز خشونت در اغلب موارد،از شؤون مربوط به حـکـومـت بـوده و ربـطی به آداب معاشرت ندارد

    در مواردی هم که ضرورت و شرایط، اقتضای بـرخـورد خشن داشته باشد، آمر و ناهی

    باید به این مهم توجّه کنند که از داروی تلخ خشونت تـنـهـا بـه مـقـدار ضرورت می توان استفاده کرد.

    همواره خشن بودن و چهره عبوس داشتن با آداب معاشرت اسلامی سازگار نیست و در اغلب موارد، ابراز خشونت، بدزبانی، سرزنش و توهین، مـوجـب خـُردشـدن شخصیّت، از بین رفتن حرمت و آبرو و در نتیجه برافروخته شدن آتش لجاجت فـرد مـقـابـل شـده و نـه تـنـهـا در او اثـر مثبتی نمی گذارد، بلکه چه بسا او را در پیمودن راه خلافی که در پیش گرفته، جسورتر سازد.

    حـضـرت عـلی عـلیـه السـلام در وصـیـّت بـه فـرزند بزرگوارش امام مجتبی علیه السلام می فرماید:

    «…وَ الاِْفْراطُ فِی الْمَلامَةِ یَشُبُّ نیرانَ اللَّجاجَةِ»«۶۰»  زیاده روی در سرزنش، آتش لجاجت را بر می افروزد.

    بدزبانی نه تنها موجب هدایت گمراهان نمی شود که از ایشان افرادی کینه توز و خودخواه می سـازد. بـدیـهـی است چنین افرادی، چون در برابر حق، موضع گرفته اند، دیگر به آسانی هدایت نخواهند شد و امیدی به اصلاح ایشان نخواهد بود.

    آن حضرت در بخش دیگری از همین وصیّت می فرماید:

    «…وَ لا تُکْثِرِ الْعِتابَ فَاِنَّهُ یُورِثُ الضَّغینَةَ»«۶۱» در سرزنش و نکوهش زیاده روی مکن که موجب کینه توزی می شود.

    ایـن لجـاجـت و کـیـنـه تـوزی بـدان سـبـب در ایـشـان بـه وجـود آمـده کـه آنـهـا را بـرخـلاف تمایل فطری خودشان ـ که هر چند مجرم باشند، علاقه مند محبّت و تشنه احترام هستند ـ مورد بی مـهـری و اهـانـت قـرار داده و از جـایـگـاهـی کـه بـایـد داشـتـه باشند، پایین آورده اند.

    در نتیجه بـاورشـان شـده کـه افـراد بدی هستند و اصلاح نخواهند شد. در این صورت، نه تنها خطاهای گذشته خود را تکرار می کنند، بلکه بر مقدار لغزش و انحراف خویش نیز می افزایند.

    حضرت علی علیه السلام درباره آنان می فرماید:

    «مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَرْجُ خَیْرَهُ»«۶۲» کسی که خود را بی ارزش و سبک می شمارد، امیدی به اصلاح او نداشته باش!

    جلب اعتماد

    یـکـی از شـیوه های مؤثر در امر به معروف و نهی از منکر، جلب اعتماد افراد است و تا شنونده بـه نـاصـح اعـتـماد نداشته باشد، سخن ناصح در او اثر نمی گذارد.

    کسی که در صدد امر و نهی دیگری است، باید  بباوراند که خیرخواه اوست، مصلحت وی را می جـویـد و آنچه می گوید، از سر خیرخواهی و دلسوزی است.

    یکی از رموز موفقیّت انبیای الهی نیز همین نکته بود، که مردم یقین داشتند، این بزرگواران درصدد منافع شخصی و مطامع دنیوی و مادّی نیستند و منظوری جز اصلاح پیروان خویش ندارند.

    قرآن کریم همین واقعیّت را با تأکید به مردم گوشزد می کند:

    «لَقـَدْ جـائَکـُمْ رَسـُولٌ مـِنْ اءَنـْفـُسـِکـُمْ عـَزیـزٌ عـَلَیـْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ»«۶۳»

    به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد، که رنجهای شما بر او سخت است و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است.

    حضرت علی علیه السلام نیز می فرماید:

    «قُلُوبُ الرِّجالِ وَحْشِیَّةٌ فَمَنْ تَاءَلَّفَها اءَقْبَلَتْ عَلَیْهِ»«۶۴»

    دلهای مردم وحشی است، و هر کس که با آنها انس بگیرد به او روی می آورند.

    احترام به عقاید دیگران از روشهای امر به معروف و نهی از منکر می باشد 

    گـاهـی افـراد، اعـمـال خـلاف را نـه بـه عـنـوان خـلاف، بـلکـه بـه ایـن عـنـوان کـه آن را عـمـل صـحـیـحـی مـی دانـنـد، انـجـام مـی دهـنـد و چـه بـسـا بـرای آن نـوعـی ارزش و قـداسـت هـم قـائل هـسـتـنـد.

    بـه عـنـوان مـثـال، جـوانـی کـه بـا لبـاسـی جـلف و مـبـتـذل در جـامـعـه ظـاهـر می شود یا زنی که در آرایش مو و لباسش از الگوهای اجنبی الهام می گـیـرد یـا مـردی که موهای شاربش را آنقدر کوتاه نمی کند که روی دهانش را می پوشاند، چه بـسـا هـیـچ کـدام در انـجـام این امور بنای ناسازگاری با دین و اهانت به مقدّسات دینی نداشته باشد، بلکه آن را نشانه شخصیت و حیثیت اجتماعی بدانند و به آن افتخار کنند.

    توجه : البته توجه داشته باشیم که همیشه ما نمی توانیم متوجه شویم فرد فاعل منکر عامدانه فعل منکر را انجام می دهد یا عامدانه نیست و یا آگاهانه انجام می دهد یا جاهل است و تصور نشود که این امر سبب سقوط تکلیف می شود و وقتی منکری بود باید نهی کرد.روشهای امر به معروف و نهی از منکر می تواند ا ارشاد جاهل و تنبه غافل 

    بـه عبارت روشنتر، همان گونه که ما به مقتضای اعتقاد اسلامی مان آنها را گمراه و منحرف می دانـیـم، آنـهـا نـیـز خـود را بـر حـق و مـا را بـر بـاطـل مـی شـمـارنـد و بـه اصـطـلاح در جهل مرکّب به سر می برند.

    کـسـی کـه در مـعـاشـرت با چنین افرادی قصد امر به معروف و نهی از منکر دارند، باید به این نـکـتـه تـوجـّه داشـتـه بـاشـد، کـه در بـرخـورد بـا اشخاصی کـه اعمال خلاف و باطل را از روی اعتقاد و تقدّس انجام می دهند، تنها باید با سلاح حکمت و منطق وارد شد و با ملایمت و شفقت آنها را متوجّه اشتباهشان کرد. قرآن کریم در این باره می فرماید:

    «اُدْعُ اِلی سـَبـیـلِ رَبِّکَ بـِالْحـِکـْمـَةِ وَالْمـَوْعـِظـَةِ الْحـَسـَنـَةِ وَ جـادِلْهـُمْ بـِالَّتـی هـِیَ اءَحْسَنُ…»«۶۵»

    بـا حـکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن!… .

    زیـرا بـدیـهـی اسـت عـقـایـد هـر کـس برای خودش محترم است .

    و احتمال دارد او توهین به آداب و رسوم و عـقـایدش را توهین به خودش تلقّی  کند، و از خود واکنش نشان می دهد. در این صورت ما اگر به معتقدات و آداب و رسوم غلط و بی محتوای او اهانت کنیم، در واقع کار چندان مهمّی انجام نداده ایـم، ولی او بـر اثـر حـمـیـّت جـاهـلانـه اش ـ کـه مـا آن را تـحـریـک کـرده ایـم ـ عـقـایـد و اعمال صحیح ما را مورد هتک و بی حرمتی قرار می دهد.

    در نتیجه بجای آنکه سبب نجات یا هدایت شده باشیم، باعث شدیم مخاطبمان را بیشتر در اعماق جهل، ظلمت، کفر و گناه فرو ببریم.

    رهنمود قرآن کریم در این خصوص چه زیبا و هشدار دهنده است:

    «وَ لا تـَسـُبُّوا الَّذیـنَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّوا اللّهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذلِکَ زَیَّنّا لِکُلِّ اُمَّةٍ عَمَلَهُمْ…»«۶۶»

    بـه مـعـبـود کـسـانـی کـه غـیـر خـدا را مـی خـوانـنـد، دشـنـام نـدهـیـد! مـبـادا آنـان نیز از روی «ظلم یاجهل »به خدا دشنام دهند!

    اینچنین ما عمل هر قومی را در نظرشان زینت داده ایم …

    پی نوشت:

    ۵۵- بقره «۲»، آیه ۴۴ .

    ۵۶- صف «۶۱»، آیات ۲ ـ ۳ .

    ۵۷- وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۹۴ .

    ۵۸- حماسه حسینی، شهید مطهری، ج ۲، ص ۱۰۸ .

    ۵۹- بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۳۴۹.

    ۶۰- بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۲۱۴.

    ۶۱- همان.

    ۶۲- شرح غررالحکم، ج ۵، ص ۴۴۳ .

    ۶۳- توبه «۹»، آیه ۱۲۸ .

    ۶۴- نهج البلاغه، حکمت ۴۷، ص ۱۱۱۱ .

    ۶۵- نحل «۱۶»، آیه ۱۲۵ .

    ۶۶- انعام «۶»، آیه ۱۰۸ .

    ۶۷- ر. ک : حِجر «۱۵»، آیه ۵۲؛ نور «۲۴»، آیه ۶۹ و …

    ۶۸- امام صادق علیه السلام فرمود : «اَلسَّلامُ تَحِیَّةٌ لِمِلَّتِنا…» «ر. ک : بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۲ .»

  • شرایط امر به معروف و نهی از منکر

    شرایط امر به معروف و نهی از منکر

    شرایط امر به معروف و نهی از منکر

     

    شرایط امر به معروف و نهی از منکر ابراهیم مومنی روش

     

    یادگیری شرایط امر به معروف و نهی از منکر برای همه مکلفین ضروری است.

    (بیشتر…)

  • امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات ابراهیم مومنی روش سایت صابرین

    صابرین

    -امام حسین علیه السلام:

    «أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي ص أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَر وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي‏عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع »

    همانا من از روى سبكسرى و گردنكشى، و نيز براى ايجاد فساد و ستمگرى دست به اين قيام نزدم، بلكه براى اصلاح اوضاع امّت جدّم قيام كردم، و مى‏خواهم «امر به‏ معروف‏» و «نهى از منكر» كنم، و به روش جدّم و پدرم على بن ابى طالب علیه السلام عمل كنم(بحارالانوار جلد٤٤ صفحه ٣٢٩)

     

    ٢-امام علی علیه السلام:

    «وَمَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَالْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللّه ِ، عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ، إِلاَّ كَنـَفْثَةٍ فِي بَحْـرٍ لُـجِّيٍّ.»

    تمام كارهاى نيك و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون آب دهان است در برابر درياى پهناور(نهج البلاغه حکمت ٣٧٤)

     

    ٣-حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله وسلم :

    مَن رَأى مِنكُم مُنكَرا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ ، فإن لَم يَستَطِعْ فبِلِسانِهِ ، فإن لَم يَستَطِعْ فبِقَلبِهِ و ذلكَ أضعَفُ الإيمانِ .

    هر يك از شما منكرى را ديد بايد با دست خود آن را تغيير دهد. اگر نتوانست، با زبانش تغيير دهد (اعتراض كند) و باز اگر نتوانست، در قلبش آن را انكار كند و اين ضعيف ترين مرحله ايمان است.

    (نهج الفصاحه حدیث٣٠١٠)

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    ٤-امام باقر علیه السلام :

    «إنَّ الأمرَ بِالمَعرُوفِ و النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ سَبِیلُ الأنبِیاءِ و مِنهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِیضَهٌ عَظِیمَهٌ بِهَا تُقَامُ الفَرائِضُ و تَأمَنُ المَذاهِبُ و تَحِلُّ المَکاسِبُ و تُرَدُّ المَظالِمُ و تُعمَرُ الأرضُ و یُنتَصَفُ مِنَ الأعدَاءِ و یستَقِیمُ الأَمر»

    همانا امر به معروف و نهی از منکر، راه انبیای إلهی و شیوه صالحان است. وظیفه ی بزرگی است که به برکت آن سایر واجباتْ برپا، راه ها أمن، کسب و تجارتْ حلال، ظلم و تجاوزْ دفع، زمینْ آباد، إعاده ی حقّ بر گردنِ متجاوز گذارده و همه ی کارها سامان می پذیرد.

    ) وسائل الشیعه، ج١٦، ص١١٩)

     

    ٥-امام علی علیه السلام :

    «أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَام»

    امر به معروف و نهى از منكر دعوت به اسلام است.

    )تحف العقول ص٤١٣)

     

    ٦-حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم :

    «لایَحِلُّ لِعَینٍ مُؤمِنَهٍ تَرَی اللَّهَ یُعصَی فَتَطرِفَ حَتَّی تُغَیِّرَهُ»

    برای چشم با ایمانی که عصیان خداوند رامی بیند، روا نیست آن چشم به هم خورَد تا این که وضعیت را تغییر دهد.

    (وسائل الشیعه، ج١٦، ص١٢٦)

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    ٧-امام علی عليه السلام :

    «إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ و النَّهيَ عَنِ المُنكَرِ ، لَخُلُقان مِن خُلُقِ اللّه ِ سُبحانَهُ ، و إنَّهُما لا يُقَرِّبانِ مِن أجَلٍ و لا يَنقُصانِ مِن رِزقٍ . »

    همانا امر به معروف و نهى از منكر دو خصلت از خصلتهاى خداوند سبحان هستند و اين دو نه مرگ را نزديك مى كنند و نه از روزى [انسان ]مى كاهند.

    (نهج البلاغه خطبه ١٥٦ صفحه ٢٩٠)

     

    ٨-امام علی علیه اسلام:

    «….وَ مِنْهُمْ تارِکٌ لِانْکارِ الْمُنْکَرِ بِلِسانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ یَدِهِ فَذلِکَ مَیِّتُ اْلَاحْیاءِ »

    و برخی از آنها منکر را با زبان و قلب، و دست انکار نمی‌کند، پس او مرده زندگانی است.

    (نهج البلاغه حکمت٣٧٤)

     

    ٩-حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم:

    «إنَّ اللَّهَ لَیُبْغِضُ الْمُؤمِنُ الضَّعیفُ الَّذی لا دینَ لَهُ، فَقیلَ: وَ مَاالْمُؤْمِنُ الضَّعیفُ الَّذی لا دینَ لَهُ؟ قالَ‌الَّذی لایَنْهی عَنِ‌الْمُنْکَرِ»
    خداوند مؤمن ناتوانی را که دین ندارد، دوست نمی‌دارد. سؤال شد: مؤمن ناتوان بی دین چه کسی است؟ فرمود آنکه نهی از منکر نمی‌کند (الکافی ج٥ص٥٩)

     

    ١٠-امیر مؤمنان علی علیه السلام :
    «فِانَّ الّلهَ سُبْحانَهُ لَمْ یَلْعَنِ الْقِرَنَ الْماضِیَ بَیْنَ ایْدیکُمْ‌الَّا لِتَرْکِهِمُ الْامْرَ بِالْمَعُروفِ وَالنَّهْیَ عَنِ‌الْمُنْکَرِ فَلَعَنَ اللَّهُ السُّفَهاءَ لِرُکُوبِ الْمَعاصی وَ الْحُکَماءِ لَتَرْکِ التَّناهِی »
    خداوند مردم گذشته را لعن نکرد واز رحمت خود دور نساخت مگر به جهت آنکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند. ازاین رو، خداوند سفیهان را به واسطه گناهانشان و دانایان را به واسطه ترک نهی از منکر لعن کرد(نهج البلاغه خطبه١٩٢ صفحه٣٩٦)

    ١١- امام صادق علیه السلام:

    « وَيلٌ لِمَن لا يَدينُ اللّه َ بِالأمرِ بِالمَعروفِ و النَّهيِ عَنِ المُنكَـر»

    واى بر كسى كه با امر به معروف و نهى از منكر، خدا را ديندارى نكند. (الزهد للحسين بن سعيد: حدیث ٤١صفحه٢٠)

    ١٢-امام صادق علیه السلام :

    « إِنَّمَا يَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ مَنْ كَانَتْ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ عَالِمٌ بِمَا يَأْمُرُ عَالِمٌ بِمَا يَنْهَى عَادِلٌ فِيمَا يَأْمُرُ عَادِلٌ فِيمَا يَنْهَى رَفِيقٌ بِمَا يَأْمُرُ رَفِيقٌ بِمَا يَنْهَى»

    تنها كسى مى‌‏تواند امر به معروف كند يا نهى از منكر نمايد كه داراى سه صفت باشد: به آنچه امر مى‏‌كند و از آنچه نهى مى‏‌نمايد آگاه باشد، عادلانه امر كند و نهى نمايد، با مهربانى امر و نهى كند.

    (تحف العقول صفحه ٣٥٨)

     

    ١٣- امام باقرعليه السلام :

    « الأمرُ بِالمَعروفِ و النَّهيُ عَنِ المُنكَرِ خُلُقانِ مِن خُلُقِ اللّه ِ عَزَّ و جلَّ ، فمَن نَصَرَهُما أعزَّهُ اللّه ُ، و مَن خَذَلَهُما خَذَلَهُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ»

    امر به معروف و نهى از منكر دو خوى از خوهاى خداوند عزّ و جلّ هستند. هر كه آنها را يارى دهد خداوند عزّتش بخشد و هر كه تنهايشان گذارد خداوند عزّ و جلّ او را تنها گذارد.

    (الکافی ج٥ص٥٩)

     

    ١٤- امام علی عليه السلام :

    « فمَن أمَرَ بالمَعروفِ شَدَّ ظُهورَ المُؤمِنينَ .»

    كسى كه امر به معروف كند، مسلمانان را تقويت و پشتيبانى كرده است.

    (نهج البلاغه حکمت٣١)

     

    ١٥-حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم :

    «مَنْ اَمَرَبَالْمَعْرُوفِ وَنَهى عَنْ المُنْكَرِفَهُوخَليفَةُاللّه فى أَرْضِهِ وخَليفَةُرَسُولِ اللّه»

    كسى كه امر به معروف و نهى از منكر كند جانشين خدا و پيامبر در روى زمين است.

    (تفسیر مجمع البیان ج ٢ ص٨٠٧)

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    ١٦- حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم :

    «إذا عَظَّمَت اُمَّتيَ الدّنيا نُزِعَت مِنها هَيبَةُ الإسلام ، و إذا تَرَكَتِ الأمرَ بِالمَعروفِ و النَّهيَ عَنِ المُنكَرِ حُرِمَت بَرَكَةَ الوَحيِ .»

    هرگاه دنيا در نظر امّت من بزرگ آيد، شكوه اسلام از آنان گرفته شود و هر گاه امر به معروف و نهى از منكر را وا گذارند، از بركت وحى محروم گردند.

    (کنزالعمال حدیث٦٠٧٠)

     

    ١٧-امام کاظم عليه السلام :

    «لَتَأمُرونَ بِالمَعروفِ و لَتَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ ، أو لَيُسـتَعمَلَنَّ عَلَيكُم شِرارُكُم فيَدعوا خِيارُكُم فلا يُستَجابُ لَهُم . »

    بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيد، و گر نه نابكاران شما، زمام كارهايتان را به دست مى گيرند، آنگاه نيكانتان دعا كنند، ولى دعايشان مستجاب نشود.

    (تهذيب الأحكام ج٦صفحه ١٧٦ حدیث٣٥٢)

     

    ١٨- امام صادق عليه السلام :

    «ما أقَرَّ قَومٌ بِالمُنكَرِ بَينَ أظهُرِهِم لا يُغيِّرونَهُ إلاّ أوشَكَ أن يَعُمَّهُمُ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ بِعِقابٍ مِن عِندِهِ .»

    هر گاه مردمى در برابر زشت كاريهايى كه در ميانشان صورت مى گيرد دم فرو بندند و آن را تغيير ندهند، زود باشد كه خداوند عزّ و جلّ كيفر خود را شامل همه آنان سازد.

    (بحار الأنوار ج٩٧ص٧٨حدیث٣٤)

     

    ١٩-حضرت امام علی علیه السلام:

    «فَرَضَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْكِ وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً عَنِ الْكِبْر…وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعَوَامِّ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ رَدْعاً لِلسُّفَهَاء…»

    خداوند «ايمان» را براى پاكسازى دل از شرك و «نماز» را براى پاك بودن از كبر و خودپسندى و… «امر به معروف» را براى اصلاح توده‏هاى ناآگاه مردم و «نهى از منكر» را براى بازداشتن بى‏خردان از زشتى‏ها…واجب کرد.

    (نهج البلاغه حکمت ٢٥٢)

     

    ٢٠-حضرت محمد صلى الله عليه و آله وسلم :

    «مَن أمَرَ بِمَعروفٍ فليَكُنْ أمرُهُ ذلكَ بِمَعروفٍ .»

    كسى كه به كار خوبى فرمان مى دهد، بايد اين فرمان دادن را با شيوه خوبى انجام دهد.

    (کنزالعمال:حدیث٥٥٢٣)

    ٢١-امام علی عليه السلام :

    « إنّي لأَرفَعُ نَفسي أن أنهى النّاسَ عَمّا لَستُ أنتَهي عَنهُ ، أو آمُرَهُم بِما لا أسبِقُهُم إلَيهِ بعَمَلي»

    من شأن خود را بالاتر از آن مى دانم كه آنچه را خودم ترك نمى كنم مردم را از آنها باز دارم، يا به كارى فرمانشان دهم كه خود جلوتر به آن عمل نكنم.

    (الحیات ج٢ص٣٢٥)

     

    ٢٢-امام علی عليه السلام :

    « كُنْ آمِرا بِالمَعروفِ عامِلاً بِهِ ، و لا تَكُن مِمَّن يَأمُرُ بِهِ و يَنأى عَنهُ ، فيَبوءَ بِإثمِهِ و يَتَعَرَّضَ مَقتَ رَبِّهِ .»

    امر كننده به معروف و عمل كننده به آن باش و چونان كسى مباش كه به كار خوب فرمان مى دهد اما خود از آن دورى مى كند و گناهش را به دوش مى كشد و خويشتن را در معرض خشم پروردگارش مى گذارد.

    (تصنیف غرر الحکم:حدیث٧٦٥٦)

     

    ٢٣- امام علی علیه السلام :

    « كُن آخَذَ النّاسِ بِما تَأمُرُ بِهِ ، و أكَفَّ النّاسِ عَمّا تَنهى عَنهُ»

    به آنچه فرمان مى دهى، خودْ بيش از همه عمل كن و از آنچه باز مى دارى، خودْ بيش از همه خوددارى كن.

    (من لایحضره الفقیه ج٤ص٣٨٧)

     

    ٢٤-امام علی عليه السلام :

    «مَن كانَ فيهِ ثَلاثٌ سَلِمَتْ لَهُ الدّنيا و الآخِرَةُ : يَأمُرُ بِالمَعروفِ و يَأتَمِرُ بِهِ ، و يَنهى عَنِ المُنكَرِ و يَنتَهي عَنهُ ؛ و يُحافِظُ عَلى حُدودِ اللّه ِ جلَّ و عَلا .»

    هر كه سه خصلت داشته باشد، دنيا و آخرتش سالم ماند: امر به معروف كند و خود به آن عمل كند، نهى از منكر كند و خود از آن باز ايستد و از حدود خداوند عزّ و جلّ پاسدارى كند.

    (تصنیف غرر الحکم :حدیث٧٦٤٥)

     

    ٢٥- امام زينَ العابدينُ عليه السلام :

    «المُنافِقُ يَنهى و لا يَنتَهي ، و يَأمُرُ بِما لا يَأتي .»

    منافق از بدى باز مى دارد، امّا خود باز نمى ايستد و به كارهايى فرمان مى دهد كه خود عمل نمى کند.

    (الکافی ج٢ صفحه ٣٩٦)

     

    ٢٦-امام علی علیه السلام :

    « و انهَوا عَنِ المُنكَرِ و تَناهَوا عَنهُ ؛ فإنَّما اُمِرتُم بِالنَّهيِ بَعدَ التّناهي .»

    از زشت كارى نهى كنيد و خود از آن باز ايستيد؛ زيرا كه شما فرمان داريد ابتدا خود از كار زشت باز ايستيد و سپس ديگران را نهى كنيد.

    (نهج البلاغه:خطبه ١٠٥ ص١٩٤)

     

    ٢٧-امام علی علیه السلام :

    «اَلامْـرُ بِـالْمَعْـرُوفِ اَفْضَلُ اَعْمالِ الْخَلْقِ »

    بهترين كار مردم امر به معروف مى باشد.

    (تصنیف غرر الحکم ص٣٣١)

     

    ٢٨-امام صادق عليه السلام :

    «حَسبُ المُؤمِنِ عِزّا إذا رَأى مُنكَرا أن يَعلَمَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ مِن قَلبِه إنكارَهُ .»

    براى عزّت مؤمن همين كافى است كه هر گاه منكرى را ببيند، خداوند عزّ و جلّ بداند كه در دل آن را انكار مى كند.

    (الکافی ج٥ صفحه ٦٠حدیث ١)

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    ٢٩-حضرت رسول اکرم صلى الله عليه و آله وسلم :

    « كَيفَ بِكُم إذا فَسَدَت نِساؤكُم ، و فَسَقَ شَبابُكُم ، و لَم تَأمُروا بِالمَعروفِ و لَم تَنهَوا عَنِ المُنكَرِ ؟ !… كَيفَ بِكُم إذا أمَرتُم بِالمُنكَرِ و نَهَيتُم عَنِ المَعروفِ ؟ ! … كَيفَ بِكُم إذا رَأيتُمُ المَعروفَ مُنكَرا و المُنكَرَ مَعروفا ؟»

    چه حالى خواهيد داشت آن گاه كه زنانتان فاسد شوند و جوانانتان نابكار شوند و شما امر به معروف و نهى از منكر نكنيد؟ … چه حالى خواهيد داشت آن گاه كه به زشت كارى فرمان رانيد و از خوبيها باز داريد؟ … چه حالى خواهيد داشت آن گاه كه خوب را زشت شمريد و زشت را نيكو؟

    (تهذیب الاحکام ج٦ص١٧٧حدیث ٣٥٩)

     

    ٣٠-حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم:

    » مـَنْ اَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهى عَنْ مُنـْكَرٍ أَوْ دَلَّ عَلى خَيْرٍ اَوْ أَشارَ بِهِ فَهُوَ شَريكٌ»

    هركس ديگرى را به كار نيكى امر كند يا او را از كار زشتى باز دارد يا اينكه او را به خيرى راهنمائى نمايد و يا اشاره به امر خيرى داشته باشد در آن كارنيك شريك خواهد بود.

    (خصال ج١ص١٣٨)

     

    ٣١-امام علی علیه السلام:

    « مَنْ نَهى عَنْ المُنْكَرِ اَرْغَمَ انُوُفَ الْفاسِقين»

    كسى كـه نـهى از منـكر كـند بينى فاسقان و گنهكاران را به خاك ماليده است.

    (تصنیف غررالحکم صفحه ٣٣٢)

    ٣٢-امام رضا علیه السلام :

    «كانَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله يَقُولُإِذا اُمـَّتى تَواكَلَتِ الْأَمـْرَ بِاْلمـَعْرُوفِ وَالنَّهىَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَلْيَأْذَنوُا بِوِقاعٍ مِنَ اللّه»

    رسول خدا صلي الله عليه و آله همواره مى فرمودندهرگاه امّت من از انجام امر به معروف و نهى از منكر سرپيچى كنند و آن را به يكديگر واگذار نمايند، گويا با خـداوند اعـلان جنگ داده اند.

    (الکافی ج٥ ص٥٩)

     

    ٣٣-حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم:

    «لاتَزالُ اُمَّتي بِخَيْرٍ ما أُمِروُا بِالمَعرُوفِ وَنَهَوا عَنْ الْمُنكَرِ وَتَعاوَنُوا عَلى البِرِّ فَإذا لَمْ يَفْعَلُوا ذلِكَ نُزِعَتْ عَنهُمْ الْبَرَكاتُ.»

    همواره امت من در خير و خوبى بسر خواهند برد مادامى كه امر به معروف و نهى از منكر نموده و در كارهاى نيك همكارى داشته باشند و اگر اين امور را ترك كنند بركت از ميان آنان خواهد رفت.

    (مستدرک وسائل ج١٢ص١٨١)

     

    ٣٤-امام علی علیه السلام:

    «اِنَّ اِسْتِتْمامَ الاُمُورِ عِنْدَ اللّه ِ تَبارَكَ وَ تَعالى الأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ الْنَّهىُ عَنِ المُنْكَرِ»

    اتمـام امـور و كارها نـزد خـدا با امر به معروف ونهى از منكر است.

    (من لایحضره الفقیه ج٤ص٣٨٧)

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات معصومین علیهم السلام بسیار وارد شده است.

    ٣٥-امام علی علیه السلام:

    «مَنْ لَمْ يَعْرِفْ بِقَلْبِهِ مَعْروُفاً وَ لَمْ يُنْكِرْ مُنْكَراً قـُلِبَ فَجـُعِلَ اَعْـلاهُ اَسْفـَلَه»

    كسى كه قلباً موافق كار نيك نباشد و از كار بد منضجر نباشد انسان وارونه اى است كه بجاى آنكه عقل بر او حاكم باشد هوى وهوس بر او حاكم است.

    (وسائل الشیعه ج١٦ص١٣٤)

     

    ٣٦-امیرالمومنین علی علیه السلام:

    «لَعَنَ اللّه ُ اَلاْمِرينَ بِالْمَعْرُوفِ التّارِكينَ لَهُ وَ النـّاهينَ عَنْ المُنْـكْرِ الْعـامِلينَ بِـه»

    كسانى كه مردم را به كارهاى نيك امر مى كنند و خود آن را انجام نمى دهند و كسانى كه مردم را از كارهاى زشت باز مى دارند اما خود مرتكب آن مى شوند مورد لعن و نفرين الهى هستند.

    )وسائل الشیعه ج١٦ص١٥١)

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات ائمه اطهار علیهم السلام اهمیت و جایگاه فریضتین را تبیین می کند.

    ٣٧-امام علی علیه السلام:

    «كُنْ بِالْمَعْرُوفِ آمِراً وَ عَنِ المـُنْكَرِ ناهِياً وَلِمَنْ قَطَعَكَ واصِلاً وَلِمَنْ حَرمَكَ مُعْطِياً»

    به كار نيك امر كن و از منكر (كار زشت) بازدار، و با كسى كـه از تو بريـده پيـوند كن، و به كسى كه تو را محروم كرده عطا كن.

    (تصنیف غررالحکم حدیث٧٦٣٩)

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    ٣٨-حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم:

    «أَلا اُخْبِرُكُمْ عَنْ اَقْوامٍ لَيْسُوا بِأَنْبِياء وَ لا شُهدَاء تَغْبِطُـهُمْ النّاسُ يَـوْمَ الْقِـيامَةِ … يَأْمُرُونَهُمْ بِما يُحِّبُ اللّه ُ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَمّا يَكْرَهُ اللّه »

    گروهى هستند كه نه پيامبرند و نه شهيد ولى مردم به مقامى كه خداوند به خاطر امر به معروف و نهى از منكر به آنان عطا فرموده غبطه مى خورند.

    (مستدرک وسائل ج١٢ص١٨٢)

     

    ٣٩-امام علی علیه السلام:

    «وَ مِنْهُمْ تارِكٌ لاِءنْكارِ المُنْكَرِ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ وَ يَدهِ فـَذلِكَ مَيـِّتُ الأَحْـياء»

    گروهى از مردم مبارزه با منكر را با دل و زبان و دست ترك مى كنند (در برابر خلافكار هيچ گونه عكس العملى نشان نمى دهند) پس اينها در حقيقت مردگانى زنده نما هستند.

    (تصنیف غررالحکم حدیث٧٦٥١)

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

    ٤٠-امام علی علیه السلام:

    « أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ إِنَّهُ مَنْ رَأَى عُدْوَاناً يُعْمَلُ بِهِ وَ مُنْكَراً يُدْعَى إِلَيْهِ فَأَنْكَرَهُ بِقَلْبِهِ فَقَدْ سَلِمَ وَ بَرِئَ وَ مَنْ‏ أَنْكَرَهُ‏ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ وَ مَنْ‏ أَنْكَرَهُ‏ بِالسَّيْفِ لِتَكُونَ‏ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ كَلِمَةُ الظَّالِمِينَ هِيَ السُّفْلَى فَذَلِكَ الَّذِي أَصَابَ سَبِيلَ الْهُدَى وَ قَامَ عَلَى الطَّرِيقِ وَ نَوَّرَ فِي قَلْبِهِ الْيَقِين»

    اى مؤمنان! هر كس تجاوزى را بنگرد، و شاهد دعوت به منكرى باشد، و در دل آن را انكار كند خود را از آلودگى سالم داشته است ، و هر كس با زبان آن را انكار كند پاداش آن داده خواهد شد، و از اوّلى برتر است ، و آن كس كه با شمشير به انكار بر خيزد تا كلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد، او را رستگارى را يافته و نور يقين در دلش تابيده.

    (نهج البلاغه حکمت٣٧٣)

    امر به معروف و نهی از منکر در روایات

  • امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

    امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

    امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

     

    صابرین سایت صابرین امر به معروف و نهی از منکر در قرآن ابراهیم مومنی روش سایت صابرین

    برخی آیات قرآنی در باب امر به معروف و نهی از منکر که دلالت بر فریضتین شریفین دارند:

    سوره مبارکه آل عمران:امر به معروف و نهی از منکر وظیفه همگانی است و معیار بهترین امت بودن است و از صفات صالحین است

    وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (۱۰۴)

    و باید از میان شما گروهی باشند که مردم را به نیکی فراخوانند و آنان را به کار پسندیده وادارند و از کار زشت و نکوهیده نهی کنند، اینانند که نیکبخت خواهند بود. (۱۰۴)

    کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ (۱۱۰)

    در آغاز ظهور اسلام شما مسلمانان بهترین امتی بودید که برای {اصلاح دنیا و آخرت} مردم پدیدار شدید ، زیرا به کار نیک فرمان می دادید و از کار ناپسند باز می داشتید و دعوت خدا را باور داشتید پس اگر اهل کتاب نیز دعوت خدا را پذیرفته بودند ، قطعاً برایشان بهتر بود ، ولی تنها گروهی از آنان ایمان آوردند و بیشترشان از فرمان خدا خارج شدند. (۱۱۰)

    یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ أُولئِکَ مِنَ الصَّالِحینَ (۱۱۴)

    به خدا و روز واپسین ایمان دارند و به کار پسندیده فرمان می دهند و از کار ناپسند باز می دارند و در انجام کارهای نیک شتاب می کنند ، و آنان از شایستگانند. (۱۱۴)

    سوره مبارکه توبه : ویژگی منافقین

    الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنافِقینَ هُمُ الْفاسِقُونَ (۶۷)

    مردان و زنان منافق همه در داشتن صفات ناپسند و ارتکاب کارهای ناروا مانند یکدیگرند. آنان به کار ناروا فرمان می دهند و از کار پسندیده باز می دارند و از انفاق در راه خدا دست نگاه می دارند آری آنان خدا را فراموش کرده اند چرا که از بندگی خدا خارج شده اند و خدا هم آنان را به فراموشی سپرده است. (۶۷)

    امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

    سوره مبارکه توبه : ویژگی مؤمنون و مومنات

    وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ یُطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ (۷۱)

    اما مردان و زنان با ایمان بر یکدیگر ولایت دارند ، از اینرو یکدیگر را به کار شایسته فرمان می دهند و از کار ناپسند نهی می کنند و نماز را برپا می دارند و زکات می پردازند و از خدا و پیامبرش اطاعت می کنند . اینانند که به زودی خداوند رحمت خود را شامل حالشان می کند و هیچ کس نمی تواند مانع آن شود ، چرا که خدا مقتدری شکست ناپذیر و کارهایش همه از روی حکمت است. (۷۱)

    با توجه به آیه 71 سوره مبارکه توبه؛ ملاک برتری مردان و زنان مومن از یکدیگر امر به معروف و نهی از منکر است

    سوره مبارکه توبه: 9 ویژگی برای مومنان

    التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنینَ (۱۱۲) 

    مومنان کسانی اند که از غیر خدا روی برتافته و به سوی او بازگشته اند و او را عبادت می کنند و زبانشان به ستایش او گویاست و پیوسته برای عبادت از مسجدی به مسجد دیگر در رفت و آمدند و رکوع می کنند و به درگاه خدا سجده می برند ؛ علاوه بر اینها به وظایف اجتماعی خود عمل می کنند و مردم را به کار پسندیده فرا می خوانند و از کار ناپسند باز
    می دارند و در هر حال پاسدار مقررات الهی اند. اینان را – ای پیامبر – به بهشت و سعادتی بزرگ نوید ده. (۱۱۲) 

    سوره مبارکه اعراف: یکی از صفات شناختی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که در تورات و انجیل آمده است که یکی از آیات امر به معروف و نهی از منکر در قرآن است

    الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (۱۵۷)

    مومنان کسانی اند که از این فرستاده ، پیامبر درس ناخوانده که اهل کتاب او را نزد خود با همین نام و نشان در تورات و انجیل نوشته می یابند ، پیروی می کنند . می یابند که آنان را به کار پسندیده فرمان می دهد و از کار ناپسند بازشان می دارد و پاکیزه ها را برای آنان حلال و پلیدها را بر آنان حرام می کند ، و بار گرانشان از دوششان برمی دارد و بندها و زنجیرهایی را که بر آنان تحمیل شده است از آنان فرو می گذارد . پس کسانی که به او ایمان آورده و او را بزرگ داشته و یاری اش کرده اند و از قرآن ، این کتاب روشنگری که از جانب خدا نازل شده و قرین او و گواه راستگویی اوست پیروی نموده اند آنان نیکبخت خواهند بود. (۱۵۷)

    امر به معروف و نهی از منکر در قرآن

    سوره مبارکه اعراف: پاسخ ناهیان از منکر به کسانی که آنها را نصیحت می کردند که به جای نهی از منکر، خطاکاران را به خداوند واگذار کنند

    وَ إِذْ قالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللَّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدیداً قالُوا مَعْذِرَةً إِلى‏ رَبِّکُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (۱۶۴) 

    و یاد کن زمانی را که گروهی از آن ساحل نشینان به گروهی دیگر که تجاوزکاران را از نافرمانی خدا نهی می کردند گففتند: برای چه مردمی را پند می دهید که خداوند آنان را نابود می کند یا به عذابی شدید گرفتارشان می سازد؟ گففتند: آنان را از نافرمانی خدا نهی می کنیم تا نزد پروردگارتان برای ما عذری باشد ، و شاید بترسند و از گناه بپرهیزند. (۱۶۴) 

    امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم

    سوره مبارکه اعراف: تنها ناهیان از منکر از عذاب الهی در امان ماندند

    فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذینَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئیسٍ بِما کانُوا یَفْسُقُونَ (۱۶۵) 

    پس چون گنهکاران آنچه را که بدان تذکر داده شده بودند به فراموشی سپردند ، کسانی را که از گناه نهی می کردند نجات بخشیدیم ؛ و کسانی را که ستم کردند ، به سزای اینکه از اطاعت خدا خارج شدند، به عذابی ناگوار دچار کردیم. (۱۶۵)

    سوره مبارکه حج: وظایف کسانی که به واسطه جهاد در راه خدا و نصرت خداوند در زمین تمکن پیدا می کنند

    الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ (۴۱)

    همانان که اگر در زمین به ایشان قدرت دهیم تا بتوانند روش زندگی اجتماعی خود را برگزینند ، جامعه ای تشکیل می دهند که همگان در آن نماز را برپا می دارند و زکات می پردازند و به آنچه شایسته است نهی می کنند. و قطعاً خدا مومنان را یاری می کند و آنان را بر کفر پیشگان پیروز می گرداند چرا که فرجام امور از آن خداست. (۴۱)

    سوره مبارکه لقمان: سفارش جناب لقمان که صاحب حکمت است به پسرش نکاتی می گوید که یکی از آیات امر به معروف و نهی از منکر در قرآن کریم می باشد.

    یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلى‏ ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (۱۷)

    ای پسرک من ، نماز را برپا دار و به کار شایسته – که دین و خرد آن را را به نیکی می شناسند – فرمان ده و از کار ناشایست نهی کن و بر مصیبت و رنجی که به تو رسیده است شکیبا باش {و بدان} که صبر و شکیبایی برخاسته از اراده جدی و تصمیم قاطع در کارهاست. 

    سوره مبارکه نحل: اولین آمر و ناهی از منکر خداست

    إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبى‏ وَ یَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ (۹۰)

    خداوند به شما فرمان می دهد تا برای پدید آمدن جامعه ای صالح ، با مردم به عدل و داد رفتار کنید و به آنان نیکی کنید و حق خویشاوند را به او بپردازید ، و شما را از کار زشت و ناپسند و از ظلم و سرکشی باز می دارد. خدا به شما پند می دهد ، باشد که دریابید نیکبختی شما در به کار بستن این اندرزهاست. (۹۰)

    سوره مبارکه هود: امر به معروف و نهی از منکر تاسیس در دین اسلام نیست بلکه امضایی است

    فَلَوْ لا کانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسادِ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ قَلیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذینَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فیهِ وَ کانُوا مُجْرِمینَ (۱۱۶)

    شگفت است که چرا از امت هایی که پیش از شما می زیستند ، گروهی نبودند که قومشان را از فساد گری در زمین بازدارند و از عذاب برهانند . آری عده ای اندک باقی ماندند ، همانان که چون عذاب فرا رسید نجاتشان دادیم ؛ و کسانی که ستم کردند ، از پی لذت ها و نعمت هایی رفتند که در آن غوطه ور بودند ، در حالی که گنهکار بودند. (۱۱۶)

     

زمینه‌های نمایش داده شده را انتخاب نمایید. بقیه مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد ترتیب، بکشید و رها کنید.
  • تصویر
  • شناسۀ محصول
  • امتیاز
  • قيمت
  • موجودی
  • دسترسی
  • افزودن به سبد خرید
  • توضیح
  • محتوا
  • وزن
  • اندازه
  • اطلاعات اضافی
برای مخفی‌کردن نوار مقایسه، بیرون را کلیک نمایید
مقایسه